و دیگران

کلمه بود و جهان در مسیر تکوین بود…
یکى از بى شمار مخاطراتِ نوشتن، پیدا کردنِ نقطه ى تعادلى دیریاب است: این که متنى را براى “خوشایند” دیگرى یا دیگرانى بنویسى؛ در واقع چیزى خلق نکرده اى. چه آنکه مسیر نوشتن اگر پا در جایى جز درون “فاعلِ نوشتن” داشته باشد، احتمالاً مقصدى هم نخواهد داشت، فقط کلمه ها به ابتذال مى رسند. از آنسو؛ نوشتن اگر این درک را با خود حمل نکند که “براى خواندنِ دیگرى یا دیگرانى وجود پیدا مى کند” باز هم احتمالاً مقصدى نخواهد داشت. فقط کلمه ها این وسط جان مى دهند و کم خُسرانى که نیست: “سود و سرمایه بسوزى و محابا نکنى؟” القصه؛ آن مخاطره کذا، براى نوشتن، ایستادن روى همین مرز باریک و ذهن سوز است: نه براى دیگرى بنویس و نه بى اعتنا به دیگران. و ما ادراکَ ما “دیگران”

به اشتراک گذاری:
Facebooktwittergoogle_plus

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *